measurably

mea·sur·a·bly/ˈmɛʒərəbli/
measurableable to be measured-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): measurableposition (جایگاه): end

قید — قابل اندازه‌گیری

قابل اندازه‌گیریبه طور محسوس

به روشی که قابل اندازه‌گیری یا قابل توجه باشد؛ به طور محسوس.

In a way that can be measured or noticed; noticeably.

«دما دیشب به طور محسوسی کاهش یافت.»

The temperature dropped measurably last night.

«پس از تمرین، عملکرد او به طور قابل اندازه‌گیری بهبود یافت.»

Her performance improved measurably after practice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
noticeablyقابل توجه

رایج. مشابه در معنای مربوط به درک.

Common. Similar in meaning relating to perception.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000