adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): measurableposition (جایگاه): end
قید — قابل اندازهگیری
قابل اندازهگیریبه طور محسوس
به روشی که قابل اندازهگیری یا قابل توجه باشد؛ به طور محسوس.
In a way that can be measured or noticed; noticeably.
«دما دیشب به طور محسوسی کاهش یافت.»
“The temperature dropped measurably last night.”
«پس از تمرین، عملکرد او به طور قابل اندازهگیری بهبود یافت.»
“Her performance improved measurably after practice.”
تفاوت با واژههای مشابه
noticeably— قابل توجه
رایج. مشابه در معنای مربوط به درک.
Common. Similar in meaning relating to perception.