measurable

mea·sur·a·ble/ˈmeʒ.ər.ə.bəl/
measureto determine size, amount, or degree-ablecapable of / can be
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more measurablesuperlative (عالی): most measurable

صفت — قابل اندازه‌گیری

قابل اندازه‌گیریمشهود

قابل اندازه‌گیری یا سنجش؛ چیزی که می‌توان مقدارش را تعیین کرد.

Able to be measured or quantified; capable of being evaluated.

«تاثیر قانون جدید در رشد اقتصادی قابل اندازه‌گیری است.»

The impact of the new law is measurable in the economic growth.

«پیشرفت او در یادگیری پس از فقط یک ماه قابل اندازه‌گیری است.»

Her progress in learning is measurable after just one month.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quantifiableقابل شمارش

رسمی. وقتی به چیزی اشاره می‌شود که می‌توان آن را دقیق شمارش یا اندازه گرفت، به جای measurable به کار می‌رود.

Formal. Interchangeable with 'measurable' when referring to something that can be counted or measured precisely.

detectableقابل تشخیص

روزمره. به معنی چیزی که قابل مشاهده یا پیدا کردن است، معمولا به صورت فیزیکی و مشابه measurable استفاده می‌شود.

Everyday. Means something can be noticed or found, usually in a physical sense, similar but sometimes more general than measurable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000