mechanism

mech·a·nism/ˈmɛkəˌnɪzəm/
noun (اسم)commonplural (جمع): mechanisms

اسم — مکانیزم

مکانیزمسامانه

سیستمی از قطعات که در یک ماشین یا فرآیند با هم کار می‌کنند.

A system of parts working together in a machine or process.

«مکانیزم ساعت نیاز به تعمیر دارد.»

The clock’s mechanism needs repair.

«بدن مکانیزم دفاع طبیعی دارد.»

The body has a natural defense mechanism.

تفاوت با واژه‌های مشابه
apparatusدستگاه

رسمی. به دستگاه یا سیستم پیچیده اشاره دارد.

Formal. Refers to a complex device or system.

systemسامانه

رایج. اصطلاح کلی برای اجزای مرتبط به هم.

Common. General term for interrelated parts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000