melts

/mɛlts/
verb (فعل)commonpast (گذشته): meltedpast participle (مفعولی): melted-ing (حال): melting3rd (سوم): melts

فعل — ذوب می‌شود

ذوب می‌شودآب شدن

با گرم شدن از حالت جامد به مایع تبدیل می‌شود.

Changes from solid to liquid by heating.

«بستنی در روز گرم سریع آب می‌شود.»

The ice cream melts quickly on a hot day.

«کره هنگام گرم شدن در تابه ذوب می‌شود.»

Butter melts when heated in a pan.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thawsآب شدن

روزمره. عمدتاً قابل جایگزینی است ولی 'thaw' بیشتر برای یخ و برف استفاده می‌شود.

Everyday. Mostly interchangeable, but 'thaw' often implies melting of ice or frost.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000