messaged

mes·saged/ˈmɛsɪdʒd/
messageto send a message-edpast tense suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): messagedpast participle (مفعولی): messaged-ing (حال): messaging3rd (سوم): messages

فعل — پیام داد

پیام دادپیام فرستاد

فعل گذشته و اسم مفعول 'message'؛ برای کسی پیامی فرستادن، معمولاً به صورت الکترونیکی.

Past tense and past participle of 'message'; sent a message to someone, typically electronically.

«او در مورد تغییر برنامه‌ها به من پیام داد.»

She messaged me about the change in plans.

«او به دوستش پیام داد تا در کافه او را ببیند.»

He messaged his friend to meet him at the cafe.

تفاوت با واژه‌های مشابه
textedپیامک زد

روزمره. برای ارسال پیام‌های نوشتاری کوتاه از طریق تلفن همراه کاملاً قابل تعویض است. «به او پیام داد» کلی‌تر است و می‌تواند شامل ایمیل، شبکه‌های اجتماعی و غیره باشد، در حالی که «به او پیامک زد» به طور خاص به SMS اشاره دارد. «من در مورد جلسه به او پیامک زدم» کاربرد دارد.

Everyday. Directly interchangeable for sending short written messages via mobile phone. 'Messaged him' is more general and can include email, social media, etc., whereas 'texted him' specifically implies SMS. 'I texted him about the meeting' works.

emailedایمیل زد

روزمره. وقتی پیام به طور خاص از طریق ایمیل ارسال شده باشد، قابل تعویض است. «پیام داد» کلی‌تر است. «او گزارش را به رئیسش ایمیل کرد» کاربرد دارد.

Everyday. Interchangeable when the message was specifically sent via email. 'Messaged' is broader. 'She emailed the report to her boss' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000