messianic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mes·si·an·ic/ˌmɛsiˈænɪk/
messiahexpected savior-icrelated to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more messianicsuperlative (عالی): most messianic

صفت — مسیحایی

مسیحاییمربوط به منجی

مربوط به منجی؛ مشخص‌شده با ایمان شدید یا رادیکال به رهبر نجات‌دهنده.

Relating to the Messiah or savior; marked by fervent or radical belief in a liberating leader.

«او امیدهای مسیحایی برای تغییر اجتماعی داشت.»

“He had messianic hopes for social change.”

«جنبش دارای شور و شوق مسیحایی بود.»

“The movement had a messianic zeal.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000