messin

mess·in/ˈmɛsɪn/
messa state of disorder or confusion-ininformal suffix for 'ing'
verb (فعل)informalpast (گذشته): messedpast participle (مفعولی): messed-ing (حال): messing3rd (سوم): messes

فعل — شلوغ کاری کردن

شلوغ کاری کردندستکاری کردن

شکلی عامیانه از فعل «messing» به معنی بازی کردن یا دستکاری کردن.

Slang or informal form of 'messing', meaning to fool around or tamper.

«او فقط با کامپیوتر بازی می‌کند.»

He's just messin' around with the computer.

«دست از شلوغ کاری بردار و کارت را انجام بده.»

Stop messin' and do your work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
messingشلوغ کاری کردن

غیررسمی. معنی یکسان ولی املا استانداردتر.

Informal. Same meaning, more standard spelling.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000