در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مخلوطی تفت داده شده از سبزیجات خرد شده (معمولاً هویج، کرفس و پیاز) که به عنوان پایه بسیاری از سسها، سوپها و غذاهای دیگر استفاده میشود.
A sautéed mixture of diced vegetables (usually carrots, celery, and onions) used as a base for many sauces, soups, and other dishes.
«آشپز خورش را با تهیه یک میرپوای کلاسیک شروع کرد.»
“The chef started the stew by making a classic mirepoix.”
«یک میرپوای خوب برای یک آبگوشت خوشطعم ضروری است.»
“A good mirepoix is essential for a flavorful stock.”
میرپوا تهیه کردن.
To prepare a mirepoix.
«او سبزیجات را میرپوا کرد قبل از اینکه آنها را به قابلمه اضافه کند.»
“She mirepoixed the vegetables before adding them to the pot.”
«دستور پخت به شما میگوید پیاز، هویج و کرفس را میرپوا کنید.»