در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی درخت همیشه سبز (Prumnopitys ferruginea) بومی نیوزیلند که به دلیل چوبش ارزشمند است.
A type of evergreen tree (Prumnopitys ferruginea) native to New Zealand, valued for its timber.
«درخت میرو میتواند به ارتفاع زیادی برسد.»
“The miro tree can grow to a great height.”
«چوب میرو بادوام و مقاوم در برابر پوسیدگی است.»
“Miro timber is durable and resistant to decay.”
اغلب با حرف بزرگ 'Miró': اشاره به هنرمند سوررئالیست اسپانیایی خوان میرو، یا اثری هنری از او.
Often capitalized as 'Miró': referring to the Spanish surrealist artist Joan Miró, or a work of art by him.
«دیروز یک اثر میرو را در موزه دیدیم.»
“We saw a Miró at the museum yesterday.”
«سبک منحصر به فرد میرو به راحتی قابل تشخیص است.»
“Miró's unique style is easily recognizable.”
رایج. اصطلاحی کلی برای یک اثر هنری که با رنگ خلق شده است. یک اثر میرو میتواند یک نقاشی باشد، اما او مجسمه و اشکال دیگر نیز خلق کرده است. 'او یک نقاشی زیبا برای اتاق نشیمن خود خرید.'
Common. A general term for an artwork created with paint. A Miró can be a painting, but he also created sculptures and other forms. 'She bought a beautiful painting for her living room.'