miseries

mis·er·ies/ˈmɪzəriz/
noun (اسم)commonplural (جمع): miseries

اسم — بدبختی‌ها

بدبختی‌هارنج‌هاگرفتاری‌ها

شرایط یا احساسات ناراحتی، بدبختی یا رنج زیاد.

Conditions or feelings of great distress, unhappiness, or suffering.

«بحران اقتصادی بدبختی‌های گسترده‌ای به همراه داشت.»

The economic crisis brought widespread miseries.

«او تمام رنج‌هایش را برای درمانگرش برشمرد.»

He listed all his miseries to his therapist.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hardshipsسختی‌ها

رایج. اغلب به شرایط دشوار یا رنج شدید، به ویژه فیزیکی یا اقتصادی اشاره دارد. 'آنها در طول جنگ سختی‌های زیادی را تحمل کردند.' هنگام توصیف مشکلات شدید می‌تواند به جای 'miseries' استفاده شود.

Common. Often refers to difficult circumstances or severe suffering, especially physical or economic. 'They endured many hardships during the war.' Can be used interchangeably with 'miseries' when describing severe difficulties.

afflictionsبلاها

رسمی/ادبی. به چیزی اشاره دارد که باعث درد یا رنج می‌شود، اغلب به عنوان یک بار دیده می‌شود. حس کمی دراماتیک‌تر یا عمیق‌تری از رنج را منتقل می‌کند. 'او در طول زندگی خود از بلاهای زیادی رنج برد.'

Formal/Literary. Refers to something that causes pain or suffering, often seen as a burden. It carries a slightly more dramatic or profound sense of suffering. 'He suffered from many afflictions throughout his life.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000