misery

mis·er·y/ˈmɪzəri/
noun (اسم)common

اسم — رنج

رنجبدبختیاندوه

حالت بسیار بد و رنج زیاد.

A state of great suffering or distress.

«او پس از از دست دادن شغلش در رنج و بدبختی زندگی کرد.»

He lived in misery after losing his job.

«رنج جنگ همه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

The misery of war affects everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sufferingرنج

روزمره. به درد جسمی یا روانی اشاره دارد و ممکن است شدت آن از «misery» کمتر باشد.

Common. Indicates physical or mental pain, often interchangeable with 'misery' but can be less intense.

anguishدرد شدید

رسمی/ادبی. به رنج شدید روحی اشاره دارد و از 'misery' خاص‌تر و شدیدتر است.

Formal/literary. Implies extreme mental suffering. More intense and specific than 'misery'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000