adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more misguidedsuperlative (عالی): most misguided
صفت — بدراههرونده
بدراههروندهگمراه شده
دارای نظرات، باورها یا برنامههای نادرست یا نامناسب
Having wrong or inappropriate opinions, beliefs, or plans
«تصمیم او نادرست بود و مشکلاتی ایجاد کرد.»
“His decision was misguided and caused problems.”
«این سیاست بر اساس فرضیات گمراهکننده بود.»
“The policy was based on misguided assumptions.”