misfortunes

mis·for·tunes/mɪsˈfɔːrtʃuːnz/
mis-bad / wrongfortuneluck / chance
noun (اسم)commonplural (جمع): misfortunes

اسم — بدشانسی‌ها

بدشانسی‌هاحوادث ناگوارنحوست‌ها

رویدادها یا شرایط بدشانسی؛ بخت بد.

Unlucky events or circumstances; bad luck.

«او در آن سال با یک سری بدشانسی‌ها روبرو شد.»

He faced a series of misfortunes that year.

«علیرغم بدشانسی‌هایشان، امیدوار باقی ماندند.»

Despite their misfortunes, they remained hopeful.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calamitiesفجایع

رسمی. به رویدادهای فاجعه‌بار که باعث آسیب یا رنج زیادی می‌شوند، اشاره دارد. 'فجایع' مقیاس بزرگتر و تأثیر شدیدتری نسبت به 'بدشانسی‌ها' دارد. 'زلزله یک فاجعه وحشتناک بود.' معمولاً برای بدشانسی شخصی قابل تعویض نیست.

Formal. Refers to disastrous events causing great damage or suffering. 'Calamities' implies a larger scale and more severe impact than 'misfortunes'. 'The earthquake was a terrible calamity.' Not usually interchangeable for personal bad luck.

adversitiesمخالف‌ها

رسمی. مشکلات یا مسائلی که فرد یا گروهی باید با آنها روبرو شود. شبیه به 'سختی‌ها'، اما اغلب به چالش‌های مداوم یا جدی اشاره دارد. 'آنها برای موفقیت بر بسیاری از مشکلات غلبه کردند.'

Formal. Difficulties or problems that a person or group has to face. Similar to 'hardships', but often implies persistent or serious challenges. 'They overcame many adversities to succeed.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000