mishave

/ˌmɪsˈheɪv/
mis-wronglyhaveto behave
verb (فعل)archaicpast (گذشته): mishavedpast participle (مفعولی): mishaved-ing (حال): mishaving3rd (سوم): mishaves

فعل — بدرفتاری کردن

بدرفتاری کردنناشایست رفتار کردن

رفتار نادرست یا بد داشتن.

To behave badly or improperly.

«کودکانی که بدرفتاری کنند ممکن است تنبیه شوند.»

Children who mishave may be punished.

«او در مهمانی بدرفتاری کرد.»

He mishaved at the party.

تفاوت با واژه‌های مشابه
misbehaveبدرفتاری کردن

رایج و هم‌معنی مستقیم با mishave.

Common. Direct synonym, used in the same contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000