mishmash

mish·mash/ˈmɪʃmæʃ/
noun (اسم)informalplural (جمع): mishmashes

اسم — ترکیب ناموزون

ترکیب ناموزونآش شله‌قلم‌کارقاطی‌پاتی

ترکیبی آشفته یا درهم و برهم از چیزهای متفاوت و بی‌ربط.

A confused mixture or jumble of dissimilar things.

«اتاق ترکیبی ناموزون از مبلمان دوران‌های مختلف بود.»

The room was a mishmash of furniture from different eras.

«ارائه او آش شله‌قلم‌کاری از حقایق بی‌ربط بود.»

His presentation was a mishmash of unrelated facts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
medleyمخلوط

رایج. 'مخلوط' اغلب به مجموعه‌ای از عناصر مختلف، به ویژه قطعات موسیقی یا گزیده‌های ادبی، اشاره دارد که عمداً کنار هم قرار گرفته‌اند، اگرچه ممکن است متفاوت به نظر برسند. 'آش شله‌قلم‌کار' معمولاً به ترکیبی کمتر عمدی و آشفته‌تر اشاره دارد. 'مخلوطی از آهنگ‌های محبوب' کاربرد دارد، اما 'آش شله‌قلم‌کاری از آهنگ‌های محبوب' به این معنی است که خوب کنار هم چیده نشده است.

Common. 'Medley' often implies a collection of different elements, especially musical pieces or literary excerpts, that are intentionally put together, though they may seem disparate. 'Mishmash' usually implies a less intentional and more chaotic mixture. 'A medley of popular songs' works, 'a mishmash of popular songs' implies it's not well put together.

hodgepodgeدرهم‌برهمی

رایج. 'درهم‌برهمی' تقریباً یک مترادف مستقیم برای 'آش شله‌قلم‌کار' است که به مجموعه‌ای نامنظم اشاره دارد. هر دو غیررسمی هستند. 'درهم‌برهمی از ایده‌ها' یا 'آش شله‌قلم‌کاری از ایده‌ها' قابل تعویض هستند.

Common. 'Hodgepodge' is almost a direct synonym for 'mishmash', implying a disorganized collection. Both are informal. 'A hodgepodge of ideas' or 'a mishmash of ideas' are interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000