mistaken

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mis·ta·ken/mɪˈsteɪ.kən/
mis-wrong or badlytaketo seize or grasp
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more mistakensuperlative (عالی): most mistaken

صفت — اشتباه

اشتباهنادرست

در اشتباه بودن درباره یک واقعیت یا موقعیت.

Wrong about a fact or situation.

«او درباره ساعت جلسه اشتباه کرد.»

He was mistaken about the meeting time.

«اگر این را فکر می‌کنی، اشتباه می‌کنی.»

You are mistaken if you think that.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wrongاشتباه

رایج. مقابل کلی کلمه صحیح؛ در بسیاری موارد جایگزین mistaken می‌شود.

Common. General opposite of correct; can replace mistaken in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000