در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
موجود بسیار کوچک، معمولا عنکبوتک یا حشره کوچک، یا مقدار بسیار کم از چیزی.
A very small creature, often a tiny arachnid or insect, or a small amount of something.
«روی برگ کنهای بود.»
“There was a mite on the leaf.”
«فقط مقدار کمی پول برایم مانده است.»
“I only have a mite of money left.”