mos

/mɒs/
noun (اسم)formalplural (جمع): mos

اسم — سنّت

سنّترسوم

آداب یا عادت اجتماعی سنتی، به‌ویژه در برخی فرهنگ‌ها

A traditional custom or social habit, especially in certain cultures

«رعایت رسوم در جامعه‌شان مهم است.»

Following the mos is important in their society.

«رسوم مستلزم احترام به بزرگان است.»

The mos requires respect for elders.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000