motherly

moth·er·ly/ˈmʌðərli/
motherfemale parent-lyhaving the qualities of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more motherlysuperlative (عالی): most motherly

صفت — مادری

مادریمهربانانه

دارای ویژگی‌های معمول مادران مهربان، به‌ویژه محبت و حفاظت.

Having qualities typical of a caring mother, especially kindness and protectiveness.

«او نگرانی مادری نسبت به کودک گمشده نشان داد.»

She showed a motherly concern for the lost child.

«غریزه مادری او فوراً فعال شد.»

His motherly instincts kicked in immediately.

تفاوت با واژه‌های مشابه
maternalمادرانه

رسمی. بسیار مشابه، اغلب در زمینه‌های پزشکی یا روانشناسی استفاده می‌شود.

Formal. Very similar, often used in medical or psychological contexts.

caringمهربان

روزمره. کلی‌تر است و نشان‌دهنده مهربانی و توجه است.

Everyday. More general, refers to showing care and concern.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000