move toward

move to·ward/muːv tɔːrd/
moveto change position or go from one place to anothertowardin the direction of
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — حرکت به سمت

حرکت به سمتپیش رفتن به سوی

حرکت کردن یا پیش رفتن به سمت کسی یا چیزی.

To go or advance in the direction of someone or something.

«کودک به سمت اسباب‌بازی حرکت کرد.»

The child moved toward the toy.

«او به آرامی به سمت خروجی رفت.»

She moved toward the exit quietly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
approachنزدیک شدن

رسمی. جایگزین move toward می‌شود به ویژه در مواقع فیزیکی یا انتزاعی، مثلا «ماشین به چهارراه نزدیک شد.» ولی در مکالمه عادی کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Can replace 'move toward' especially in physical or abstract contexts, e.g., 'The car approached the intersection.' but less used in casual speech.

advanceپیش رفتن

رسمی/فنی. معمولاً به حرکت هدفمند یا راهبردی اشاره دارد، مانند «نیروها به سمت دشمن پیش رفتند.» برای حرکت ساده به سمت اشیاء معمولاً استفاده نمی‌شود.

Formal/technical. Often implies purposeful or strategic movement forward, e.g., 'The troops advanced toward the enemy.' Not used for casual movement toward objects.

متضادها
2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پیش رفتن به سوی هدف

پیش رفتن به سوی هدفاقدام به سمت رسیدن

انجام دادن اقداماتی برای رسیدن یا پیشرفت به سمت هدف یا نتیجه‌ای مشخص.

To take steps or actions aimed at achieving or progressing toward a particular goal or outcome.

«آنها به سمت رسیدن به توافق حرکت می‌کنند.»

They are moving toward a compromise.

«ما به سمت اتمام پروژه پیش رفتیم.»

We moved toward completing the project.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000