move toward
فعل عبارتی — حرکت به سمت
حرکت کردن یا پیش رفتن به سمت کسی یا چیزی.
To go or advance in the direction of someone or something.
«کودک به سمت اسباببازی حرکت کرد.»
“The child moved toward the toy.”
«او به آرامی به سمت خروجی رفت.»
“She moved toward the exit quietly.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. جایگزین move toward میشود به ویژه در مواقع فیزیکی یا انتزاعی، مثلا «ماشین به چهارراه نزدیک شد.» ولی در مکالمه عادی کمتر استفاده میشود.
Formal. Can replace 'move toward' especially in physical or abstract contexts, e.g., 'The car approached the intersection.' but less used in casual speech.
رسمی/فنی. معمولاً به حرکت هدفمند یا راهبردی اشاره دارد، مانند «نیروها به سمت دشمن پیش رفتند.» برای حرکت ساده به سمت اشیاء معمولاً استفاده نمیشود.
Formal/technical. Often implies purposeful or strategic movement forward, e.g., 'The troops advanced toward the enemy.' Not used for casual movement toward objects.
متضادها
فعل عبارتی — پیش رفتن به سوی هدف
انجام دادن اقداماتی برای رسیدن یا پیشرفت به سمت هدف یا نتیجهای مشخص.
To take steps or actions aimed at achieving or progressing toward a particular goal or outcome.
«آنها به سمت رسیدن به توافق حرکت میکنند.»
“They are moving toward a compromise.”
«ما به سمت اتمام پروژه پیش رفتیم.»
“We moved toward completing the project.”