mucoid

mu·coid/ˈmjuːkɔɪd/
muc-relating to mucus-oidresembling; like
1adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more mucoidsuperlative (عالی): most mucoid

صفت — مخاط‌مانند

مخاط‌مانندلزج

شبیه به مخاط یا موسین؛ لزج یا چسبناک در قوام.

Resembling mucus or mucin; slimy or sticky in consistency.

«کلونی باکتری ظاهری مخاط‌مانند داشت.»

The bacterial colony had a mucoid appearance.

«نمونه آزمایشگاهی در لمس به طرز عجیبی مخاط‌مانند بود.»

The lab sample felt strangely mucoid to the touch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mucousمخاطی

فنی/پزشکی. به چیزی که مخاط ترشح می‌کند یا حاوی مخاط است اشاره دارد. 'Mucoid' به طور خاص به معنای «شبیه به مخاط» است که در بافت‌های پزشکی تفاوت ظریف اما مهمی است. 'غشای مخاطی' درست است، 'غشای موکوئیدی' به این معنی است که فقط شبیه مخاط است اما ممکن است آن را ترشح نکند.

Technical/Medical. Refers to something secreting or containing mucus. 'Mucoid' specifically means 'resembling mucus', which is a subtle but important distinction in medical contexts. 'A mucous membrane' works, 'A mucoid membrane' would imply it merely looks like mucus but might not secrete it.

slimyلزج

روزمره. چیزی را توصیف می‌کند که به طرز ناخوشایندی لغزنده یا چسبناک است. 'Mucoid' فنی‌تر و دقیق‌تر است و به طور خاص به کیفیت مخاط‌مانند اشاره دارد، در حالی که 'slimy' می‌تواند برای بسیاری از مواد به کار رود. 'حلزون لزج بود' درست است، 'حلزون موکوئیدی بود' از نظر فنی دقیق است اما کمتر رایج است.

Everyday. Describes something that is unpleasantly slippery or viscous. 'Mucoid' is more technical and precise, referring specifically to a mucus-like quality, whereas 'slimy' can apply to many substances. 'The slug was slimy' works, 'The slug was mucoid' is technically accurate but less common.

متضادها
2noun (اسم)technicalplural (جمع): mucoids

اسم — ماده مخاطی

ماده مخاطیموسین‌مانند

ماده‌ای شبیه به مخاط.

A substance resembling mucus.

«آسیب‌شناس یک ماده مخاطی را در نمونه بافت شناسایی کرد.»

The pathologist identified a mucoid in the tissue sample.

«این باکتری یک کپسول مخاطی ضخیم تولید می‌کند.»

This bacteria produces a thick mucoid capsule.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slimeلجن

روزمره. ماده‌ای مایع غلیظ، چسبناک و اغلب ناخوشایند. 'Mucoid' علمی‌تر است و به طور خاص به مواد مخاط‌مانند اشاره دارد. 'برکه پوشیده از لجن سبز بود' درست است، 'برکه پوشیده از ماده مخاطی سبز بود' طبیعی نیست.

Everyday. A thick, viscous, often unpleasant liquid substance. 'Mucoid' is more scientific and refers specifically to mucus-like material. 'The pond was covered in green slime' works, 'The pond was covered in green mucoid' is not natural.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000