nail down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/neɪl daʊn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — قطعی کردن

قطعی کردننهایی کردن

زمان، برنامه یا جزئیاتی را قطعی و مشخص کردن است.

To make a plan, date, or detail definite and settled.

«بیایید تاریخ شام را قطعی کنیم.»

Let's nail down a date for dinner.

«آن‌ها جزئیات قرارداد را نهایی کردند.»

They nailed down the contract details.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — دقیق مشخص کردن

دقیق مشخص کردناثبات کردن

چیزی را با دقت شناسایی یا ثابت کردن است.

To identify or prove something precisely.

«آزمایش‌ها علت نشتی را دقیق مشخص کردند.»

The tests nailed down the cause of the leak.

«پلیس امیدوار است محل او را دقیق پیدا کند.»

Police hope to nail down his location.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000