در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به طوری که کاملاً عریان، بدون پوشش یا پنهانکاری باشد.
In a way that is bare, exposed, or without disguise.
«او بدون پرده اشتباهاتش را پذیرفت.»
“He nakedly admitted to his mistakes.”
«حقیقت کاملاً واضح برای همه بود.»
“The truth was nakedly obvious to all.”
متداول. به معنی آشکار یا واضح است، همیشه به عریان بودن فیزیکی اشاره ندارد.
Common. Means openly or obviously, often w/o disguise; similar but not always about physical nakedness.