در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حالت بدون لباس بودن؛ نمایان بودن پوست برهنه.
The state of being without clothing; bare skin visible.
«نقاشی نشاندهنده برهنگی بدن انسان بود.»
“The painting showed the nakedness of the human body.”
«فرهنگهای مختلف دیدگاههای متفاوتی درباره برهنگی دارند.»
“Many cultures have different views on nakedness.”
رایج؛ بیشتر در زمینههای رسمی یا قانونی کاربرد دارد.
Common synonym; often used in formal or legal contexts.