namby

nam·by/ˈnæm.bi/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): nambiersuperlative (عالی): nambiest

صفت — ضعیف

ضعیفکم‌مایه

ضعیف، بی‌مزه یا بیش‌ازحد احساساتی در سبک یا شخصیت.

Weak, insipid, or overly sentimental in style or character.

«شعر به عنوان کم‌مایه و خسته‌کننده نقد شد.»

The poem was criticized as namby and dull.

«سخنرانی او ضعیف و غیرصادقانه به نظر می‌رسید.»

His speech sounded namby and insincere.

تفاوت با واژه‌های مشابه
insipidبی‌مزه

رسمی است. توصیف چیزی که بدون طعم یا علاقه است، مشابه namby در کاربرد مجازی.

Formal. Describes something lacking flavor or interest, similar to namby in figurative use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000