neighborly

nei·ghbor·ly/ˈneɪbərli/
neighbora person living nearby-lyhaving the quality of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more neighborlysuperlative (عالی): most neighborly

صفت — همسایگی

همسایگیدوستانه

دوستانه و کمک‌کننده مانند یک همسایه خوب.

Friendly and helpful like a good neighbor.

«آنها یک گفتگوی دوستانه پشت حصار داشتند.»

They had a neighborly conversation over the fence.

«او در بحران روحیه‌ای دوستانه داشت.»

She showed a neighborly spirit during the crisis.

تفاوت با واژه‌های مشابه
friendlyدوستانه

رایج. اصطلاح کلی برای مهربانی، در بسیاری از موارد جایگزین neighborly می‌شود.

Common. General term for kindness, can replace neighborly in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000