nerving

nerv·ing/ˈnɜːrvɪŋ/
noun (اسم)formal

اسم — شجاعت جمع کردن

شجاعت جمع کردنجسارت گرفتن

عمل جمع کردن شجاعت یا اراده.

The act of summoning courage or determination.

«قبل از سخنرانی، شجاعت لازم را به خود داد.»

She gave herself some nerving before the speech.

«جمع کردن جان قبل از مواجهه با چالش‌ها مهم است.»

Nerving yourself is important before challenges.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bracingتقویت کردن

نسبتاً رسمی. به معنی آماده کردن خود ذهنی است؛ در زمینه‌های جمع کردن شجاعت جایگزین nerving می‌شود.

Somewhat formal. Means preparing oneself mentally; can replace nerving in contexts of mustering courage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000