1noun (اسم)commonplural (جمع): nerves
اسم — اعصاب
اعصاب
جمع nerve؛ رشتههایی که پیامها را در بدن انتقال میدهند.
Plural of nerve; fibers transmitting signals in the body.
«اعصاب حرکت عضلات را کنترل میکنند.»
“The nerves control muscle movement.”
«او اعصاب پایش را زخمی کرد.»
“He injured his leg nerves.”
تفاوت با واژههای مشابه
fibers— رشتهها
رایج. اصطلاح کلیتر برای رشتههایی مانند اعصاب است.
Common. More general term for thread-like structures, nerves are specific fibers.
2noun (اسم)common
اسم — اضطراب
اضطرابناراحتی عصبی
احساس نگرانی یا اضطراب.
Feelings of worry or anxiety.
«او قبل از امتحان عصبی است.»
“He has nerves before the exam.”
«عصبانیت بر او غلبه کرد.»
“Her nerves got the best of her.”
تفاوت با واژههای مشابه
anxiety— اضطراب
رایج. جایگزین خوبی برای nerves هنگام صحبت از نگرانی است، اما anxiety حالت رسمیتر دارد.
Common. Can replace 'nerves' when referring to worry, but anxiety is more clinical.