nerves

/nɜːrvz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): nerves

اسم — اعصاب

اعصاب

جمع nerve؛ رشته‌هایی که پیام‌ها را در بدن انتقال می‌دهند.

Plural of nerve; fibers transmitting signals in the body.

«اعصاب حرکت عضلات را کنترل می‌کنند.»

The nerves control muscle movement.

«او اعصاب پایش را زخمی کرد.»

He injured his leg nerves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fibersرشته‌ها

رایج. اصطلاح کلی‌تر برای رشته‌هایی مانند اعصاب است.

Common. More general term for thread-like structures, nerves are specific fibers.

2noun (اسم)common

اسم — اضطراب

اضطرابناراحتی عصبی

احساس نگرانی یا اضطراب.

Feelings of worry or anxiety.

«او قبل از امتحان عصبی است.»

He has nerves before the exam.

«عصبانیت بر او غلبه کرد.»

Her nerves got the best of her.

تفاوت با واژه‌های مشابه
anxietyاضطراب

رایج. جایگزین خوبی برای nerves هنگام صحبت از نگرانی است، اما anxiety حالت رسمی‌تر دارد.

Common. Can replace 'nerves' when referring to worry, but anxiety is more clinical.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000