nonfatal

non·fa·tal/ˌnɒnˈfeɪtl/
non-not / absence offatalcausing death
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more nonfatalsuperlative (عالی): most nonfatal

صفت — غیرکشنده

غیرکشندهناممیت

باعث مرگ نمی‌شود؛ کشنده نیست.

Not causing death; not lethal.

«او در آن تصادف چندین جراحت غیرکشنده دید.»

He suffered several nonfatal injuries in the accident.

«پزشک به آن‌ها اطمینان داد که این وضعیت کشنده نیست.»

The doctor assured them the condition was nonfatal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
minorجزئی

متداول. چیزی را توصیف می‌کند که اهمیت یا شدت کمی دارد. می‌تواند جایگزین nonfatal شود وقتی آسیب یا حادثه فقط کشنده نیست، بلکه شدید هم نیست. 'یک جراحت جزئی' صحیح است، اما 'یک بیماری جزئی' همیشه به معنای غیرکشنده نیست.

Common. Describes something of small importance or severity. Can replace 'nonfatal' when the injury or incident is not just not fatal, but also not severe. 'A minor injury' works, but 'a minor disease' doesn't always mean nonfatal.

harmlessبی‌ضرر

متداول. به چیزی اشاره دارد که هیچ ضرری ندارد. می‌تواند جایگزین nonfatal شود اگر زمینه به معنای عدم وجود پیامدهای منفی فراتر از رویداد فوری (غیرکشنده) باشد. 'یک شوخی بی‌ضرر' صحیح است.

Common. Suggests something that does no harm. Can replace 'nonfatal' if the context implies no negative consequences beyond the immediate (non-lethal) event. 'A harmless prank' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000