nonpaid

/ˌnɒnˈpeɪd/
non-not, absence ofpaidreceived payment
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more nonpaidsuperlative (عالی): most nonpaid

صفت — بدون حقوق

بدون حقوقغیرپرداختی

بدون دریافت حقوق یا دستمزد؛ رایگان یا بدون پرداخت.

Not receiving payment; unpaid.

«او در یک موقعیت داوطلبانه بدون حقوق کار می‌کند.»

She works in a nonpaid volunteer position.

«کارآموزی‌های بدون حقوق ممکن است تجربه بدهند ولی حقوق ندارند.»

Nonpaid internships may offer experience but no salary.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unpaidبدون حقوق

رایج. مترادف دقیق در کاربردهای روزمره و رسمی.

Common. Exact synonym used in everyday and formal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000