offstage

off·stage/ˌɒfˈsteɪdʒ/
adverb (قید)common

قید — پشت صحنه

پشت صحنهخارج از صحنه

دور از بخش قابل دیدن صحنه؛ هنگام نمایش در معرض دید نیست.

Away from the visible part of the stage; not in view during a performance.

«بازیگر قبل از ورود پشت صحنه پچ‌پچ کرد.»

The actor whispered offstage before entering.

«صدای مزاحم در طول اجرا از خارج صحنه آمد.»

The noise came from offstage during the play.

تفاوت با واژه‌های مشابه
backstageپشت صحنه

اصطلاح تئاتری رایج به معنی پشت صحنه، اغلب قابل جایگزینی است.

Common theatrical term meaning behind the stage, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000