ogle

o·gle/ˈoʊɡəl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): ogledpast participle (مفعولی): ogled-ing (حال): ogling3rd (سوم): ogles

فعل — چشم چرانی کردن

چشم چرانی کردنخیره شدن

با نگاهی شهوانی یا اغواگرانه به کسی خیره شدن.

To stare at in a suggestive or flirtatious manner.

«او به طور اغواگرانه به ستاره مهمانی نگاه کرد.»

He ogled the celebrity at the party.

«به مردم چشم چرانی نکن؛ بی‌ادبی است.»

Don't ogle people; it's rude.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leerچشم چرانی کردن

غیررسمی، اغلب منفی. کمی تهدیدآمیزتر از 'ogle' است.

Informal, often negative. Very similar but 'leer' often implies creepy or hostile intent, whereas 'ogle' can be more playful.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000