adverb (قید)archaictype (نوع): frequencyadjective (صفت): oftenposition (جایگاه): end
قید — بیشترین دفعات
بیشترین دفعاتبیشتر از همه
به بیشترین میزان در بروز یا تکرار
Most frequently; at the highest rate of occurrence
«او بیشتر از همه به دیدار والدینش میرود.»
“He visits his parents most often.”
«این رویداد بیشترین دفعات در تابستان رخ میدهد.»
“This event occurs oftenest in summer.”