on the hook

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə hʊk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — مسئول بودن

مسئول بودنمجبور به پرداخت بودن

مجبور یا مسئولِ انجام کاری یا پرداخت هزینه‌ای بودن.

obliged to do something or pay for something

«هزینهٔ تعمیر به عهدهٔ توست.»

You are on the hook for the repair bill.

«شرکت مسئول پرداخت خسارت است.»

The company is on the hook for damages.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000