on the horn

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə hɔrn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — پای تلفن بودن

پای تلفن بودنبا تلفن صحبت کردن

در حال صحبت کردن با تلفن بودن.

speaking on the telephone

«او تمام صبح پای تلفن بوده است.»

She has been on the horn all morning.

«فوراً او را پای تلفن بیاور.»

Get him on the horn right away.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000