در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
واقع شده در خشکی یا به سمت خشکی از دریا یا ناحیه دور از ساحل حرکت میکند.
Located on or moving toward the land from the sea or offshore area.
«باد دریایی هوای خنکتری به ساحل آورد.»
“The onshore wind brought cooler air to the coast.”
«حفاری نفت در خشکی تجهیزات متفاوتی نسبت به حفاری دریایی نیاز دارد.»
“Onshore oil drilling requires different equipment than offshore drilling.”
به سمت خشکی یا در خشکی از سمت دریا یا منطقه دور از ساحل.
Toward or on the land from the sea or offshore area.
«قایق پس از طوفان به سمت خشکی حرکت کرد.»
“The boat sailed onshore after the storm.”
«امواج آوارها را به سمت خشکی کشاندند.»
“Waves pushed the debris onshore.”