overloading

o·ver·load·ing/ˌoʊ.vərˈloʊ.dɪŋ/
over-excessiveloadto put burden or weight-ingpresent participle
noun (اسم)common

اسم — بارگذاری بیش از حد

بارگذاری بیش از حداضافه بار

عمل گذاشتن وزن یا بار زیادی روی چیزی

The act of putting too much weight or burden on something

«بارگذاری بیش از حد کامیون باعث خراب شدن آن شد.»

Overloading the truck caused it to break down.

«سیستم‌ها ممکن است به دلیل بارگذاری بیش از حد خراب شوند.»

Systems can fail due to overloading.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000