در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
روی سطح چیزی را با یک لایه پوشاندن.
To cover the surface of something by placing a layer on top of it.
«کف زمین را با کاشیهای جدید پوشاندند.»
“They overlaid the floor with new tiles.”
«تصویر با متن پوشانده شده است.»
رایج. هنگام پوشاندن سطوح میتواند جایگزین overlay شود.
Common. Can replace overlay when referring to covering surfaces.
لایهای که روی سطح یا تصویر قرار داده شده است.
A layer laid over a surface or image.
«نقشه یک لایه پوششی نشاندهنده الگوهای آب و هوایی دارد.»
“The map has an overlay showing weather patterns.”
«برای برجسته کردن بخشهای مهم از رویلایه استفاده کن.»
“Use an overlay to highlight the important parts.”