overturned

o·ver·turned/ˌoʊvərˈtɜrnd/
over-above, acrossturnto rotate-edpast tense / past participle
adjective (صفت)common

صفت — واژگون شده

واژگون شدهبرگردانده شده

چیزی که وارونه یا به پهلو افتاده باشد، معمولاً برای اشیاء یا وسایل نقلیه به کار می‌رود.

Having been turned upside down or on its side, usually describing objects or vehicles.

«ماشین بعد از تصادف واژگون شده بود.»

The car was overturned after the accident.

«قایق در دریای خشن واژگون شد.»

The boat overturned in the rough sea.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flippedبرگردانده شده

غیررسمی. بیشتر برای اشیاء کوچک یا ورق زدن استفاده می‌شود.

Informal. More casual, often used for smaller objects or page turns.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000