1verb (فعل)commonpast (گذشته): overusedpast participle (مفعولی): overused-ing (حال): overusing3rd (سوم): overuses
فعل — زیادی استفاده کردن
زیادی استفاده کردنبیش از حد مصرف کردن
زیاد یا مکرراً استفاده کردن از چیزی که باعث آسیب یا کاهش کارایی شود.
To use something too much or too often, leading to damage or reduced effectiveness.
«استفاده مکرر از آنتیبیوتیکها میتواند مضر باشد.»
“Constantly overusing antibiotics can be harmful.”
«این عبارت در تبلیغات زیاد بهکار میرود.»
“The phrase is overused in advertising.”
2noun (اسم)common
اسم — استفاده بیش از حد
استفاده بیش از حد
استفاده بیش از حد از چیزی که باعث آسیب یا ناکارایی شود.
Excessive use of something causing damage or inefficiency.
«استفاده بیش از حد از آفتکشها به محیط زیست آسیب میزند.»
“Overuse of pesticides harms the environment.”
«نویسندگان سعی میکنند از کلیشهها بیش از حد استفاده نکنند.»
“Writers try to avoid overuse of clichés.”