palms

/pɑːmz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): palms

اسم — کف دست‌ها

کف دست‌ها

سطح داخلی دست بین مچ و انگشتان.

The inner surface of the hands between the wrist and fingers.

«سکه را در کف دستش نگه داشت.»

He held the coin in the palm of his hand.

«برای گرم ماندن کف دست‌هایش را به هم مالید.»

She rubbed her palms together to keep warm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
handدست

معمولی. به کل دست اشاره دارد، نه فقط سطح داخلی.

Common. Refers to the entire hand, not specifically the inner surface.

2noun (اسم)commonplural (جمع): palms

اسم — نخل‌ها

نخل‌ها

نوعی درخت گرمسیری با ساقه بلند و برگ‌های بزرگ.

A type of tropical tree that has a tall stem and large leaves.

«ساحل با نخل‌های بلند پوشیده شده بود.»

The beach was lined with tall palms.

«نخل‌های بعضی گونه‌ها نارگیل می‌دهند.»

Coconuts grow on some types of palms.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000