در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
رایانه کوچکی قابل حمل که در کف دست جا میگیرد.
A small portable computer that can fit in the palm of a hand.
«او برنامهاش را روی کامپیوتر جیبی چک کرد.»
“He checked his schedule on the palmtop.”
«کامپیوترهای جیبی پیش از گوشیهای هوشمند محبوب بودند.»
“Palmtops were popular before smartphones.”