palmtop

palm·top/ˈpɑːmˌtɑːp/
palmpalm of handtopsurface, upper side
noun (اسم)commonplural (جمع): palmtops

اسم — کامپیوتر جیبی

کامپیوتر جیبیکامپیوتر کوچک قابل حمل

رایانه کوچکی قابل حمل که در کف دست جا می‌گیرد.

A small portable computer that can fit in the palm of a hand.

«او برنامه‌اش را روی کامپیوتر جیبی چک کرد.»

He checked his schedule on the palmtop.

«کامپیوترهای جیبی پیش از گوشی‌های هوشمند محبوب بودند.»

Palmtops were popular before smartphones.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000