panoramic

pan·o·ram·ic/ˌpænəˈræmɪk/
pan-all-oramicrelating to a wide view
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more panoramicsuperlative (عالی): most panoramic

صفت — پانورامیک

پانورامیکسراسرنماوسیع

(در مورد منظره یا تصویر) که دید گسترده و بدون مانعی از یک منطقه وسیع در همه جهات را فراهم می‌کند.

(of a view or picture) with a wide and unobstructed view of an extensive area in all directions.

«اتاق هتل منظره‌ای پانورامیک از خط افق شهر را ارائه می‌داد.»

The hotel room offered a panoramic view of the city skyline.

«او یک عکس پانورامیک گرفت تا تمام منظره را ثبت کند.»

She took a panoramic photo to capture the entire landscape.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sweepingگسترده

رایج. اغلب منظره‌ای را توصیف می‌کند که وسیع و دوردست است، شبیه به پانورامیک. می‌تواند به طیف گسترده‌ای از چیزها یا ایده‌ها نیز اشاره کند، نه فقط بصری.

Common. Often describes a view that extends far and wide, similar to panoramic. Can also refer to a wide range of things or ideas, not just visual.

expansiveوسیع

رسمی. بر وسعت یا گستره زیاد تأکید می‌کند و اغلب حس گشایش را القا می‌کند. می‌تواند در مورد مناظر، فضاها یا حتی شخصیت‌ها به کار رود.

Formal. Emphasizes the great extent or range, often suggesting a sense of openness. Can apply to views, spaces, or even personalities.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000