papal

pa·pal/ˈpeɪ.pəl/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more papalsuperlative (عالی): most papal

صفت — وابسته به پاپ

وابسته به پاپپاپی

مربوط به پاپ یا مقام پاپی.

Relating to the pope or the papacy.

«فرمان پاپ همه کاتولیک‌های جهان را تحت تاثیر قرار داد.»

The papal decree affected all Catholics worldwide.

«انتخابات پاپ در کلیسای سیستین برگزار می‌شود.»

Papal elections happen in the Sistine Chapel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000