paranoid

par·a·noid/ˈpærənɔɪd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more paranoidsuperlative (عالی): most paranoid

صفت — بدگمان

بدگمانشکاک

بدون دلیل منطقی دچار بی‌اعتمادی یا سوءظن بودن یا نشان دادن آن.

Having or showing unreasonable distrust or suspicion.

«او دچار شکاکی نسبت به دنبال شدن شد.»

He became paranoid about being followed.

«افکار بدگمانانه تمام روز آزارش می‌داد.»

Paranoid thoughts troubled her all day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
suspiciousمشکوک

رایج. نشان‌دهنده بی‌اعتمادی است و ممکن است کمتر شدید از paranoid باشد.

Common. Showing mistrust; can be less extreme than paranoid.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000