passer

pass·er/ˈpæs.ər/
passto go by or move past-erone who performs an action
noun (اسم)commonplural (جمع): passers

اسم — عبورکننده

عبورکنندهرهگذر

فردی که از کنار یا از جایی عبور می‌کند.

A person who passes by or through a place.

«عبور کننده متوقف شد تا به زن مسن کمک کند.»

The passer stopped to help the elderly woman.

«تعداد کمی از رهگذران اجرای هنرمند خیابانی را دیدند.»

Few passers noticed the street artist performing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pedestrianعابر پیاده

رایج. به شخصی که پیاده عبور می‌کند اشاره دارد، وقتی منظور عبور کننده پیاده است، می‌توان به جای آن استفاده کرد.

Common. Refers specifically to someone walking, so interchangeable when 'passer' means a person on foot passing by.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000