patchily

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

patch·i·ly/ˈpætʃ·ɪ·li/
patchyoccurring in irregular or uneven patches-lyin the manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): patchyposition (جایگاه): middle

قید — به طور ناهموار

به طور ناهموارپراکنده

به روشی نامنظم، ناهمگون یا ناپیوسته

in an irregular, uneven, or inconsistent manner

«باران در نقاط پراکنده‌ای در شهر بارید.»

The rain fell patchily across the city.

«رنگ به طور ناهموار روی دیوار زده شده بود.»

The paint was applied patchily to the wall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sporadicallyبه ندرت

معمولی. معنی مشابه ولی بیشتر به اتفاقات گاه‌وبیگاه اشاره دارد.

Common. Similar meaning but implies occasional occurrence rather than unevenly spread.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000