payed

/peɪd/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): payedpast participle (مفعولی): payed-ing (حال): paying3rd (سوم): pays

فعل — قیراندود کرد

قیراندود کردبا قطران پوشاند

(کهن یا دریانوردی) زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'pay' به معنای 'درز را با قیر یا قطران بستن'.

(Archaic or nautical) The past tense and past participle of 'pay' in the sense of 'to seal a seam with pitch or tar'.

«درزهای کشتی با دقت با قیر پوشانده شده بود.»

The ship's seams were carefully payed with pitch.

«او عرشه را قیراندود کرد تا از نشت آب جلوگیری کند.»

He payed the deck to prevent water leakage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sealedمهر و موم کرد

روزمره. 'Sealed' اصطلاح کلی برای بستن محکم چیزی است. در حالی که 'payed' برای آب‌بندی با قیر/قطران کهنه است، 'sealed' معادل مدرن برای بستن درزها به طور کلی است. 'The letter was sealed' درست است، 'The seam was payed' کهنه است.

Everyday. 'Sealed' is the general term for closing something securely. While 'payed' is archaic for sealing with pitch/tar, 'sealed' is the modern equivalent for closing seams in general. 'The letter was sealed' works, 'The seam was payed' is archaic.

tarredقیراندود کرد

روزمره. 'Tarred' به طور خاص در مورد استفاده از قیر است که همان ماده مورد استفاده در معنای کهنه 'payed' است. بنابراین 'tarred' یک معادل مدرن مستقیم‌تر برای آن عمل خاص است. 'The road was tarred' به خوبی کار می‌کند.

Everyday. 'Tarred' is specifically about applying tar, which is the substance used in the archaic sense of 'payed'. So 'tarred' is a more direct modern equivalent for that specific action. 'The road was tarred' works well.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000