در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورت افتاده یا تابخورنده آویزان بودن.
Hanging down loosely or swinging.
«شاخههای آویزان در باد تکان میخوردند.»
“The pendulous branches swayed in the wind.”
«او گردنبندی با مرواریدهای آویزان داشت.»
“She wore a necklace with pendulous beads.”
رایج. تقریباً مترادف، به معنی آویزان افتاده.
Common. Hanging down limply; almost synonymous.