pendulous

pen·du·lous/ˈpɛndjʊləs/
pendto hang
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more penduloussuperlative (عالی): most pendulous

صفت — آویزان

آویزانافتاده

به صورت افتاده یا تاب‌خورنده آویزان بودن.

Hanging down loosely or swinging.

«شاخه‌های آویزان در باد تکان می‌خوردند.»

The pendulous branches swayed in the wind.

«او گردنبندی با مرواریدهای آویزان داشت.»

She wore a necklace with pendulous beads.

تفاوت با واژه‌های مشابه
droopingافتاده

رایج. تقریباً مترادف، به معنی آویزان افتاده.

Common. Hanging down limply; almost synonymous.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000