perforce

per·force/pərˈfɔːrs/
adverb (قید)archaic

قید — ناگزیر

ناگزیربطور ضروری

به خاطر ضرورت، ناگزیر، به دلیل اجبار.

By necessity; inevitably; as a result of compulsion.

«او ناگزیر باید تصمیم را بپذیرد.»

He must perforce accept the decision.

«این کار ناگزیر سخت است.»

The task is perforce difficult.

تفاوت با واژه‌های مشابه
necessarilyضروراً

رسمی. در بسیاری از موارد که نیاز یا اجبار باشد قابل تعویض است.

Formal. Interchangeable in many contexts indicating necessity or inevitability.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000